تستیر
لغت نامه دهخدا
تستیر. [ ت َ ] ( ع مص ) پردگی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). پردگی گردانیدن. ( زوزنی ). پردگی کردن دختر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پوشیده کردن و پرده بستن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). پنهان ساختن. ( از متن اللغة ). پوشیده کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) پوشانیدن، در پرده داشتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پوشانیدن در پرده داشتن. جمع: تستیرات.
ویکی واژه
پوشانیدن، در پرده داشتن.
جمله سازی با تستیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نکرده ای تو رسالات خویش را تبلیغ گر این رسالت ماند، به پرده ی تستیر