لغت نامه دهخدا
تحری افتادن. [ ت َ ح َرْ ری اُ دَ ] ( مص مرکب ) طلب کرده شدن: اگر در معالجت ایشان برای حسبت سعی پیوسته آید و صحت و... ایشان تحری افتد اندازه خیرات و مثوبات آن که تواند شناخت ؟ ( کلیله و دمنه ).
تحری افتادن. [ ت َ ح َرْ ری اُ دَ ] ( مص مرکب ) طلب کرده شدن: اگر در معالجت ایشان برای حسبت سعی پیوسته آید و صحت و... ایشان تحری افتد اندازه خیرات و مثوبات آن که تواند شناخت ؟ ( کلیله و دمنه ).
طلب کردن