تحرر
مترادفها
آزادی، رهایی، استقلال
متضادها
اسارت، بندگی، قید و بند
لغت نامه دهخدا
تحرر. [ ت َ ح َرْ رُ ] ( ع مص ) آزاد گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحرر بنده؛ آزاد گردیدن او. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
فرهنگ معین
(تَ حَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) آزاد گردیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آزاد گردیدن.
ویکی واژه
آزاد گردیدن.