تحت السلاح

مترادف‌ها

مسلح، با اسلحه

متضادها

بی‌سلاح، خلع سلاح

لغت نامه دهخدا

تحت السلاح. [ ت َ تَس ْ / تُس ْ س ِ ] ( از ع، ص مرکب، اِ مرکب ) زیر اسلحه. سپاهی حاضر خدمت. سپاهی مشغول خدمت نظام. در تداول ارتش، زیر پرچم.
- دوره خدمت تحت السلاح؛ دوره خدمت زیر پرچم. مدتی که سرباز به فراگرفتن آموزشهای سربازی مشغول است و دوره آن دو سال است.

فرهنگ عمید

۱. زیر سلاح، زیر پرچم.
۲. سربازی که مشغول به خدمت باشد.

فرهنگ فارسی

زیر اسلحه سپاهی حاضر خدمت سپاهی مشغول خدمت نظام.در تداول ارتش زیر پرچم