تجنین واژهای عربی و مصدر باب تفعیل از ریشه «جَنّ» است که در اصل به معنای «دیوانه کردن» یا «موجب جنون شدن» به کار میرود. این واژه در منابع لغوی مانند «منتهیالارب»، «قطرالمحیط» و «ناظمالاطباء» به معنای از دست دادن تعادل عقل یا دچار ساختن فرد به حالتی شبیه جنون آمده است. ریشه «جنّ» در زبان عربی به معنای پوشیده شدن و پنهان ماندن است و واژههایی مانند «جن»، «جنون» و «جنین» نیز از همین ریشه گرفته شدهاند، زیرا در همه آنها نوعی پوشیدگی یا پنهان بودن وجود دارد. تجنین در متون کهن گاهی به حالتی اشاره میکند که عقل و هوشیاری انسان تحت تأثیر عوامل مختلف دچار اختلال میشود و فرد رفتارهای غیرعادی از خود نشان میدهد. این واژه در ادبیات عربی و فارسی بیشتر جنبه لغوی و ادبی دارد و در زبان امروز کمتر به کار میرود. همچنین اصطلاح «قوافی التجنین» به اشعاری گفته میشد که برای جن یا درباره جن سروده میشد و جنبهای افسانهای و ادبی داشت. شاعران گاهی در این گونه اشعار از طبیب جن و نیروهای ماورایی سخن میگفتند و به درمان بیماریهای عجیب اشاره میکردند. از این رو، تجنین علاوه بر معنای اصلی خود، با باورهای کهن درباره جن و تأثیر آن بر انسان نیز پیوند یافته است. این واژه امروزه بیشتر در پژوهشهای ادبی، لغوی و بررسی متون قدیمی مورد استفاده قرار میگیرد. به طور کلی، این کلمه به معنای دیوانه کردن یا دچار جنون ساختن است و در ادبیات کهن، مفاهیم مربوط به جنون، جن و باورهای فراطبیعی را نیز در بر میگیرد.
تجنین
لغت نامه دهخدا
تجنین. [ ت َ ] ( ع مص ) دیوانه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ). || قوافی التجنین؛ ابیاتی که برای جن سروده شود، مانند:
اَلا یا طبیب الجن هل لک حیلةٌ
فان طبیب الانس اعیاه ُ دائیا.( اقرب الموارد ).