تته پته افتادن
مترادفها
لکنت گرفتن، منمن کردن
متضادها
روان سخن گفتن
لغت نامه دهخدا
تته پته افتادن. [ ت ِ ت ِ پ ِ ت ِاُ دَ ] ( مص مرکب ) تته پته کردن. از نادانی یا ترس بیان مقصود را بخوبی نتوانستن. تت و پت کردن. رجوع به تت و پت و تته و پته و دیگر ترکیبهای آن دو شود.
فرهنگ فارسی
تته پته کردن. از نادانی یا ترس بیان مقصود را به خوبی نتوانستن. تت و پت کردن.
جمله سازی با تته پته افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد از اینکه مدیریت جدید به شرکت رسید، نظم و ترتیب در بخشهای مختلف به شدت آسیب دید و کل سیستم مدیریتی شرکت تته پته افتاد.
💡 اگر برنامهریزی دقیقی برای اجرای این پروژه بزرگ نداشته باشیم، احتمال دارد در میانه راه همه چیز به هم بریزد و کل سازوکار کار تته پته بیفتد.
💡 با شروع بحرانهای اقتصادی و بیثباتیهای سیاسی در منطقه، ساختارهای سنتی و قدیمی جامعه به تدریج تته پته افتادند و تغییرات گستردهای در آنها رخ داد.