تبسیده

لغت نامه دهخدا

تبسیده. [ ت َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) اسم مفعول از تبسیدن. ( حاشیه برهان چ معین ). بمعنی گرم شده باشد. ( برهان ).گرم شده و آن را تفسیده نیز گویند.( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || ترکیده لب از گرما. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تبسیدن و تفسیدن شود.

فرهنگ عمید

۱. گرم شده.
۲. بی تاب شده از گرما.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز