تأزیه

مترادف‌ها

مراسم سوگواری، نمایش مذهبی

متضادها

کمدی

لغت نامه دهخدا

( تأزیة ) تأزیة. [ ت َءْ ی َ ] ( ع مص ) ازاء ساختن حوض را. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). جایگاهی که آب در حوض شود ساختن. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به تَاءَزّی شود.

فرهنگ فارسی

ازائ ساختن حوض را. جایگاهی که آب در حوض شود ساختن.

کلمات مرتبط