لغت نامه دهخدا
تأزز. [ ت َ ءَزْ زُ ] ( ع مص ) شدت غلیان دیگ. ( از تاج العروس ). سخت جوشیدن دیگ یا بجوش آمدن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تأزز مجلس؛ موج زدن مردم در آن. ( از اقرب الموارد ).
تأزز. [ ت َ ءَزْ زُ ] ( ع مص ) شدت غلیان دیگ. ( از تاج العروس ). سخت جوشیدن دیگ یا بجوش آمدن آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تأزز مجلس؛ موج زدن مردم در آن. ( از اقرب الموارد ).
شدت غلیان دیگ سخت جوشیدن دیگ یا به جوش آمدن آن.