تابش پخشیده

مترادف‌ها

نور پراکنده، پرتو گسترده

متضادها

تابش متمرکز

فرهنگستان زبان و ادب

{diffuse radiation} [فیزیک] انرژی تابشی منتشرشده در حجم کوچکی از فضا در جهت های مختلف

ویکی واژه

انرژی تابشی منتشرشده در حجم کوچکی از فضا در جهت‌های مختلف.

جمله سازی با تابش پخشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در روزهای ابری، به جای تابش مستقیم خورشید، ما با میزان زیادی از تابش پخشیده مواجه می‌شویم که از برخورد پرتوها با ذرات معلق اتمسفر ناشی می‌شود.

💡 مهندسان انرژی خورشیدی باید در طراحی پنل‌های خود، اثرات تابش پخشیده را در نظر بگیرند تا بازدهی سیستم در شرایط جوی مختلف به درستی محاسبه شود.

💡 میزان تابش پخشیده در مناطق کوهستانی به دلیل وجود ابرهای مرتفع و ذرات معلق در هوا، بسیار متفاوت از مناطق ساحلی و هموار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران