بیزانطیه

لغت نامه دهخدا

بیزانطیه. [ طی َ ]( اِخ ) بازونطیا. بیزانس. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بیزانس و تاریخ ادبیات ادوارد براون ج 3 ص 450 شود.

فرهنگ فارسی

بازونطیا. بیزانس.

جمله سازی با بیزانطیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امپراتوری بیزانطیه با مرکزیت شهر قسطنطنیه، برای قرن‌های متمادی به عنوان پلی میان تمدن‌های شرق و غرب عمل کرد و نقش بسیار مهمی در تاریخ داشت.

💡 سقوط بیزانطیه در سال هزار و چهارصد و پنجاه و سه میلادی، نقطه عطفی در تاریخ اروپا بود که باعث آغاز دوران رنسانس و تحولات بزرگ شد.

💡 سبک معماری بیزانطیه با استفاده از گنبدهای بزرگ و موزاییک‌های رنگارنگ، تاثیر عمیقی بر هنر کلیسایی و ساختمان‌های مذهبی در سراسر قاره اروپا گذاشته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران