بیاویدن
مترادفها
شستن، شستشو دادن
لغت نامه دهخدا
بیاویدن. [ دَ ] ( مص ) سودن. ( جهانگیری ):
به صیت عدل تو صیاد وحش می آود
سُروی آهوی نخجیر بی وسیلت دام.ابوالفرج رونی.
شستن، شستشو دادن
بیاویدن. [ دَ ] ( مص ) سودن. ( جهانگیری ):
به صیت عدل تو صیاد وحش می آود
سُروی آهوی نخجیر بی وسیلت دام.ابوالفرج رونی.