بکراهت
مترادفها
با بیزاری، با نفرت، با کراهت، با تنفر
متضادها
با علاقه، با میل
لغت نامه دهخدا
بکراهت. [ ب ِ ک َ هََ ] ( ق مرکب ) بزور. باکراه.
فرهنگ فارسی
بزور ٠ باکراه
با بیزاری، با نفرت، با کراهت، با تنفر
با علاقه، با میل
بکراهت. [ ب ِ ک َ هََ ] ( ق مرکب ) بزور. باکراه.
بزور ٠ باکراه