لغت نامه دهخدا
بوشباس. ( اِ ) بوشاسپ. ( آنندراج ):
جهاندیده پیر اخترشناس
بدوبازگفتم من این بوشباس.زراتشت بهرام ( از آنندراج ).رجوع به بوشاسب شود.
بوشباس. ( اِ ) بوشاسپ. ( آنندراج ):
جهاندیده پیر اخترشناس
بدوبازگفتم من این بوشباس.زراتشت بهرام ( از آنندراج ).رجوع به بوشاسب شود.