بوجعفر طیار
لغت نامه دهخدا
بوجعفر طیار. [ ج َف َ رِ طَی ْ یا ] ( اِخ ) کنایه از مردی است که بال عاریتی از پر مرغان ساخت و بر بازو وصل نمود و بپرید. وقتی از جایی بلند، پریده در نیمه راه خللی در بال او پیدا شد بیفتاد و بمرد. ( انجمن آرا ):
دیدیم طبیبان و بدین مایه شناسیم
ما جعفر طیار ز بوجعفر طیار.سنایی.
فرهنگ فارسی
کنایه از مردیست که بال عاریتی از پر مرغان ساخت و بر باز وصل نمود و بپرید وقتی از جایی بلند پریده در نیمه راه خللی در بال او پیدا شد بیفتاد و بمرد.
جمله سازی با بوجعفر طیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 داستانهای مربوط به سیره نبوی، حماسه شجاعت و وفاداری بوجعفر طیار را در جنگها به تصویر میکشند که الگویی برای مسلمانان است.
💡 در منابع تاریخی اسلامی، از فداکاری و ایثار بوجعفر طیار در راه دفاع از دین یاد شده است که بسیار مورد توجه مورخان است.
💡 بسیاری از هنرمندان در نقاشیهای مذهبی خود، سعی کردهاند شکوه و جلال بوجعفر طیار را در صحنههای مختلف تاریخی بازسازی کنند.