بوبونیون
لغت نامه دهخدا
بوبونیون.( اِ ) اسطیراطیقوس. حالبی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
گیاهی با ساقۀ راست و محکم و گل های زردرنگ شبیه گل بابونه که در طب قدیم مصرف دارویی داشته، حالبی.
بوبونیون.( اِ ) اسطیراطیقوس. حالبی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
گیاهی با ساقۀ راست و محکم و گل های زردرنگ شبیه گل بابونه که در طب قدیم مصرف دارویی داشته، حالبی.