بلایگی تصویر معنی بلایگی لغت نامه دهخدا بلایگی. [ ب َ ی َ / ی ِ ] ( حامص ) زنا و روسپی گری: گویند که آن زنی بوده است پادشاه و بلایگی کرد. و هر شب مردی آوردی و بامدادبکشتی. ( ترجمه تفسیر طبری ). و رجوع به بلایه شود. کلمات مرتبط روسپی زن شلافگی ملایله بغایا بلابل