بردخته

مترادف‌ها

برده، اسیر، غلام

متضادها

آزاد، آزادان

لغت نامه دهخدا

بردخته. [ ب َ دَت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) پردخته. پرداخته:
ازآهو سخن پاک و بردخته گوی
ترازو خرد سازدش سخته گوی.اسدی.رجوع به پرداخته شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران