برترنجیدن
مترادفها
برگزیدن، ترجیح دادن
متضادها
خوشنود شدن، راضی شدن
لغت نامه دهخدا
برترنجیدن. [ ب َ ت ُرَ دَ ] ( مص مرکب ) ترنجیدن. رجوع به ترنجیدن شود.
برگزیدن، ترجیح دادن
خوشنود شدن، راضی شدن
برترنجیدن. [ ب َ ت ُرَ دَ ] ( مص مرکب ) ترنجیدن. رجوع به ترنجیدن شود.