لغت نامه دهخدا
باضوض. ( ع اِ ) تری. ( منتهی الارب ). و مافی البئر باضوض ای: بللة؛ چکه ای آب در چاه نیست. ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ).
باضوض. ( ع اِ ) تری. ( منتهی الارب ). و مافی البئر باضوض ای: بللة؛ چکه ای آب در چاه نیست. ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ).