باستان شناسی میدانی
مترادفها
باستانشناسی میدانی
فرهنگستان زبان و ادب
{field archaeology} [باستان شناسی] مطالعۀ بقایای باستان شناختی ازطریق مشاهدۀ آنچه بدون کاوش در محدوده های مشخص جغرافیایی یافت می شود
جمله سازی با باستان شناسی میدانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 متخصصان باستان شناسی میدانی با استفاده از ابزارهای دقیق، به جستجوی بقایای تمدنهای قدیمی در سایتهای تاریخی میپردازند تا تاریخ بشر را بازسازی کنند.
💡 انجام پروژههای باستان شناسی میدانی در مناطق جنگلی و سخت، نیازمند صبر بسیار زیاد و دانش تخصصی برای شناسایی لایههای مختلف خاک و اشیاء قدیمی است.
💡 نتایج حاصل از فعالیتهای باستان شناسی میدانی در سایتهای باستانی، میتواند دیدگاههای جدید و علمی درباره نحوه زندگی انسانهای اولیه در گذشته دور ایجاد کند.