بازپیکربندی

مترادف‌ها

بازسازی، سازماندهی مجدد، تغییر ساختار

فرهنگستان زبان و ادب

{reconfiguration} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] تکرار فرایند پیکربندی

ویکی واژه

تکرار فرایند پیکربندی.

جمله سازی با بازپیکربندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازپیکربندی مجدد شبکه پس از حملات سایبری گسترده، اقدامی کاملاً ضروری برای حفظ امنیت داده‌های حساس و جلوگیری از دسترسی‌های غیرمجاز به اطلاعات بود.

💡 نیاز به بازپیکربندی سخت‌افزاری سرورها برای افزایش سرعت پردازش داده‌ها، باعث شد تیم فنی ساعت‌ها وقت خود را صرف تنظیمات جدید و دقیق کند.

💡 بازپیکربندی ساختار سازمانی و توزیع مجدد وظایف بین کارکنان مختلف، از جمله راهکارهای اصلی برای افزایش بهره‌وری در این شرکت بسیار بزرگ محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران