فرهنگستان زبان و ادب
{infrastructural} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مربوط به زیرساخت
{infrastructural} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مربوط به زیرساخت
مربوط به زیرساخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه زرهی ۳ در جریان آمادهسازی جهت تهاجم به شوروی، بین روزهای ۱۹ تا ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱ در ناحیه سوواوکی مستقر شد. با وجود ضعف زیرساختی این ناحیه و وجود تنها دو راه برای تحرک یگانهای گروه زرهی، عمل استقرار با جداسازی خودروهای رزمی از سایر خودروها و جداسازی دقیق مسیر حرکت نیروهای زرهی از نیروهای پیادهنظام، طبق برنامه صورت گرفت.
💡 اهداف بشردوستانهٔ وی در فیلادلفیا، حول نیازهای کهنهسربازان جنگ و الزامات بهداشتی یک شهر با رشدی سریع بود. بلایت در برخی بهسازیهای زیرساختی که بهنفع همهٔ ساکنان شهر بود، نقش اساسی ایفا کرد. او عضو انجمن فوارهٔ فیلادلفیا بود. بلایت همچنین بهعنوان خزانهدار در راستای آرمانهای خیرخواهانهٔ مختلف فعالیت کرد.
💡 در علم اقتصاد و جامعهشناسی منظور از ابزار تولید ورودی فیزیکی و غیرانسانی مورد استفاده در تولید است از جمله ذخایر سرمایهای مورد استفاده برای تولید ثروت نظیر ماشین آلات، ابزارها و کارخانهها، که سرمایهٔ زیرساختی و سرمایه طبیعی را در بر میگیرد. این عوامل تولید توصیف شده در اقتصاد کلاسیک را به جز سرمایه مالی و سرمایه انسانی در بر میگیرد.
💡 در میان مردم بوکان، به دلیل تصویب و اجرایی شدن ارتقای بوکان در اسفند سال ۱۳۶۸ به یک شهرستان مستقل در تقسیمات سیاسی ایران محبوبیت فراوانی دارد. همچنین شاخصترین پروژههای زیرساختی در شهرستان بوکان اولین بار توسط او مطرح شده که اسامی برخی از آنها بدین شرح است: