بار برتافتن

مترادف‌ها

حمل کردن، بارگیری کردن

متضادها

سبک کردن، تخلیه کردن

لغت نامه دهخدا

بار برتافتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بمعنی خود، طالب آملی گوید:
از آن مقفا سر کردم این غزل طالب
که دوش قافیه ام برنتافت بار ردیف.( از آنندراج ).و آن بمعنی تحمل کردن بار و طاقت باربرداری است. رجوع به برتافتن شود.

فرهنگ فارسی

(صفت ) تحمل کردن بار طاقت بار برداری داشتن.

جمله سازی با بار برتافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های قدیمی، قهرمانان بزرگ همیشه مسئولیت‌های سنگین و بار برتافتن مشکلات جامعه را با شجاعت و صبر بسیار فراوان بر عهده می‌گرفتند.

💡 زندگی گاهی چنان دشوار می‌شود که انسان احساس می‌کند توانایی بار برتافتن تمام این مسئولیت‌های سنگین و استرس‌های روزمره را دیگر به طور کامل ندارد.

💡 آن کشاورز پیر با وجود سال‌ها کار سخت، همچنان توانایی بار برتافتن محصولات سنگین از باغ‌های خود را برای فروش در بازار محلی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران