بار برنهادن

مترادف‌ها

بار گذاشتن، مسئولیت سپردن

لغت نامه دهخدا

بار برنهادن. [ ب َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) بار گذاشتن بر ستور. تحمیل. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بار گذاشتن بر ستور تحمیل.

کلمات مرتبط