باب الحکم
لغت نامه دهخدا
باب الحکم. [ بُل ْ ح ُ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان کنار شهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر در 7 هزارگزی باختر بردسکن، سر راه شوسه عمومی بردسکن. جلگه، گرمسیر. سکنه آن 1310 تن. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات، تریاک و زیره سبز و شغل اهالی زراعت است و راه ماشین رو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
دانشنامه عمومی
باب الحکم به گویش کاشمری: بابُل حَکَم نام روستایی در استان خراسان رضوی، شهرستان بردسکن، بخش انابد، دهستان صحرا است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۹۵۷ نفر با ۲۶۷ خانوار بوده است. حلوا مغزی این روستا نیز دارای شهرت می باشد. و از جاذبه های گردشگری آن می توان به خانه علوی و آب انبار باب الحکم اشاره کرد.
جمله سازی با باب الحکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باب الحکم به عنوان دروازهای باشکوه، نمادی از اقتدار و قدرت حاکمان آن دوران برای تمام کسانی بود که وارد شهر میشدند.
💡 در اسناد تاریخی ذکر شده است که باب الحکم محل تجمع نیروهای نظامی برای محافظت از امنیت و آرامش مردم در شهر بوده است.
💡 معماری باشکوه باب الحکم نشاندهنده مهارت بالای مهندسان و معماران آن زمان در ساخت بناهای دفاعی و در عین حال بسیار زیبا بود.