باب الجوامع

لغت نامه دهخدا

باب الجوامع. [ بُل ْ ج َ م ِ ] ( اِخ ) مسجدی است به قاهره: و در میان بازار مسجدیست که آنرا باب الجوامع گویند و آنرا عمروعاص ساخته است، بروزگاری که از دست معاویه امیر مصر بود و آن مسجد بچهار صد عمود رخام قائم است و آن دیوار که محراب بر اوست سرتاسر تختهای رخام سپید است و جمیع قرآن بر آن تختها بخطی زیبا نوشته و از بیرون به چهار حد مسجد بازارهاست و درهای مسجد در آن گشاده و مدام در آن مدرسان و مقریان نشسته وسیاحتگاه آن شهر بزرگ آن مسجد است و هرگز نباشد که در او کمتر از پنج هزار خلق باشد چه از طلاب علوم و چه از غریبان و چه از کاتبان که چک و قباله نویسند و غیر آن و آن مسجد را حاکم از فرزندان عمروعاص بخرید که نزدیک او رفته بودند و گفتند ما محتاجیم و درویش و مسجد، پدر ما کرده است اگر سلطان اجازت دهد بکنیم و سنگ و خشت آن بفروشیم. پس حاکم صدهزار دینار به ایشان داد و آن را بخرید و همه اهل مصر را بر این گواه کرده و بعد از آن بسیار عمارات عجیب در آنجا بکرد و بفرمود و از جمله چراغدانی نقرگین ساختند شانزده پهلو چنانکه بر پهلوی ازو یک ارش و نیم باشد چنانکه دائره چراغدان بیست و چهار ارش باشد و هفتصدواند چراغ در وی می افروزند در شبهای عزیز و گفتند وزن آن بیست و پنج قنطار نقره است هر قنطار صد رطل و هر رطل صدو چهل و چهار درهم نقره است و گویند که چون این چراغدان ساخته شد بهیچ در نمیگنجید از درهای جامع از بزرگی که بود تا دری فروگرفتند و آنرا در مسجد بردند وباز در را نشاندند و همیشه در این مسجد ده تو حصیر رنگین نیکو بر بالای یکدیگر گسترده باشد. و هرشب زیاده از صد قندیل افروخته و محکمه قاضی القضاة در این مسجد باشد. ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 72 و 73 ).

جمله سازی با باب الجوامع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باب الجوامع مسیر اصلی برای رسیدن مردم به مساجد بزرگ و مراکز عبادت در قلب شهر بود که همیشه بسیار شلوغ می‌شد.

💡 در روزهای جمعه، جمعیت زیادی از مردم از طریق باب الجوامع به سمت مساجد اصلی حرکت می‌کردند تا در مراسم شرکت کنند.

💡 موقعیت استراتژیک باب الجوامع باعث شده بود که این دروازه همواره مرکز فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی مهم در شهر محسوب شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران