لغت نامه دهخدا
باب المشاوره. [ بُل ْ م ُ وَ رَ ] ( اِخ ) یکی ازچهار در دیوار شمالی مسجد حرام ( مکه معظمه ):.... و چون از آن باب الندوه بگذری باب المشاوره است به یک طاق. ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 106 ).
باب المشاوره. [ بُل ْ م ُ وَ رَ ] ( اِخ ) یکی ازچهار در دیوار شمالی مسجد حرام ( مکه معظمه ):.... و چون از آن باب الندوه بگذری باب المشاوره است به یک طاق. ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 106 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه هاى التشاور، المشاوره و المشوره در لغتعرب به معناى نظرخواهى از يكديگر است. وقتى گفته مى شود شاوره مراداين است كه از او راى و نظرش را خواست. و يا هنگامى كه گفته مى شود اشارعليه بالراى، يشير منظور اين است كه نظر و راى او چنين است. و يا امرهمشورى به اين معنى است كه مطلبى در ميان گروهى به مشورت و نظرخواهىگذاشته مى شود. (331)
💡 در زبان عرب واژه التشاور و المشاوره به معناى نظرخواهىاز راه مراجعه يك فرد به شخص ديگر است و به همين معنا هم در قرآن آمده است، آنجا كهمى فرمايد: و امرهم شورى بينهم. يعنى در كارهايشان با يكديگر به رايزنى مىنشينند. پس اين كلمه اصطلاح شرعى نيست.