اصفاف
مترادفها
صفها، ردیفها
لغت نامه دهخدا
اصفاف. [ اِ ] ( ع مص ) صفه ساختن زین را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ).
صفها، ردیفها
اصفاف. [ اِ ] ( ع مص ) صفه ساختن زین را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ).