ایباط
مترادفها
ابطال، باطل کردن
لغت نامه دهخدا
ایباط. ( ع مص ) سست کردن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || یقال: اوبطه اذا اثخنه. ( منتهی الارب ).جراحت وارد آوردن و خون ریختن. ( از ناظم الاطباء ).
ابطال، باطل کردن
ایباط. ( ع مص ) سست کردن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || یقال: اوبطه اذا اثخنه. ( منتهی الارب ).جراحت وارد آوردن و خون ریختن. ( از ناظم الاطباء ).