اووب تصویر معنی اووب لغت نامه دهخدا اووب. [ اَ ] ( ع ص ) ( ناقة... ) ماده شتر که دست و پا اندازد گاه رفتن. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی ماده شتر که دست و پا اندازد گاه رفتن. کلمات مرتبط مشکار داسره مزاق تفشج وکری