انقصام

مترادف‌ها

تقسیم، دو نیم شدن، شکافتن

متضادها

اتصال، پیوستگی، اتحاد

لغت نامه دهخدا

انقصام. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) شکسته شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). شکسته شدن چیزی چنانکه اجزای آن از هم جدا نشود. ( از آنندراج ).

کلمات مرتبط