انشعاع
مترادفها
تابش، پرتو افکنی، انتشار
متضادها
تمرکز
لغت نامه دهخدا
انشعاع. [ اِ ش ِ ] ( ع مص ) غارت آوردن. ( ناظم الاطباء ). غارت کردن. ( از اقرب الموارد ). غارت آوردن گرگ در گوسپندان. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
جمله سازی با انشعاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پدیده انشعاع نور از سطح اجرام آسمانی در طیفهای مختلف، ابزاری حیاتی برای ستارهشناسان جهت شناخت ترکیبات شیمیایی سیارات دوردست فراهم میآورد.
💡 در فیزیک هستهای، اندازهگیری میزان انشعاع ذرات زیراتمی برای درک بهتر تعاملات میان هستهها و انرژیهای آزاد شده بسیار ضروری و حیاتی است.
💡 سیستمهای حفاظتی پیشرفته برای جلوگیری از اثرات مضر انشعاع فرابنفش خورشید بر پوست انسان و تجهیزات حساس الکترونیکی در محیطهای باز طراحی شدهاند.