انزیاح
مترادفها
جابجایی، انحراف
متضادها
ثبات، استقرار
لغت نامه دهخدا
انزیاح. [ اِ ] ( ع مص ) رفتن و دور گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). دور شدن. ( یادداشت مؤلف ).
جابجایی، انحراف
ثبات، استقرار
انزیاح. [ اِ ] ( ع مص ) رفتن و دور گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). دور شدن. ( یادداشت مؤلف ).