لغت نامه دهخدا
اندوخرما. [ اَ خ ُ ] ( اِ مرکب ) ( گیاه ) کهلو. ( فرهنگ فارسی معین ). خرمندی. ( در زبان مردم گرگان ). ( از جنگل شناسی ج 1 ص 192 ). اندی خرما. انده خرما. رجوع به کلهو و خرمندی شود.
اندوخرما. [ اَ خ ُ ] ( اِ مرکب ) ( گیاه ) کهلو. ( فرهنگ فارسی معین ). خرمندی. ( در زبان مردم گرگان ). ( از جنگل شناسی ج 1 ص 192 ). اندی خرما. انده خرما. رجوع به کلهو و خرمندی شود.
( اسم ) کلهو.