«اندراع» در زبان عربی به معنای «پیش درآمدن» یا «در پیش رفتن» است. این واژه به نوعی به عمل پیش رفتن یا جلو آمدن اشاره دارد و در متون مختلف به کار میرود. به عنوان مثال، در عبارت «اندراع الرجل» به معنای «پیش درآمد آن مرد» اشاره دارد که نشاندهنده پیشرفت یا حرکت به جلو است. همچنین، این واژه میتواند به معنای «از جای خود برآمدن استخوان» نیز تعبیر شود، که به حرکات فیزیکی و تغییر وضعیت اشاره دارد. در زمینههای دیگر، اندراع به معنای «پر شدن شکم» یا «امتلا» نیز به کار میرود. به علاوه، در توصیف طبیعی، به «برآمدن ماه از ابر» اشاره دارد که به معنای بیرون آمدن ماه از پشت ابر است. در کل، اندراع به حرکات و تغییرات مختلف در وضعیتها و شرایط اشاره دارد.
اندراع
لغت نامه دهخدا
اندراع. [ اِ دِ ] ( ع مص ) پیش درآمدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). درپیش رفتن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). درپیش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). اندرع الرجل؛ پیش درآمد آن مرد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || از جای خود برآمدن استخوان. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). اندرع العظم. || پرشدن شکم. ( از منتهی الارب ) ( ازناظم الاطباء ) ( آنندراج ). امتلا. ( از اقرب الموارد ). اندرع البطن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || برآمدن ماه از ابر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بیرون آمدن ماه از پشت ابر. ( از اقرب الموارد ). اندرع القمر من السحاب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || اندرع یفعل کذا؛ بشتاب رفت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).