اندامگان نشانگر الودگی
مترادفها
زیستنشانگر آلودگی
فرهنگستان زبان و ادب
اندامگان نشانگر آلودگی
{pollution indicator organism} [مهندسی محیط زیست و انرژی] گونه های گیاهی یا جانوری که در آب های آلوده مشاهده می شوند و وجودشان دلیل بر آلودگی خاصی در آب است
جمله سازی با اندامگان نشانگر الودگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانشمندان برای بررسی سلامت اکوسیستمهای رودخانهای، از برخی گونههای گیاهی که به عنوان اندامگان نشانگر آلودگی شناخته میشوند، جهت تخمین میزان آلایندههای شیمیایی موجود در آب استفاده میکنند.
💡 استفاده از خزهها به عنوان یک اندامگان نشانگر آلودگی هوا، روشی بسیار ارزان و کارآمد برای پایش کیفیت هوای مناطق صنعتی و تشخیص میزان غلظت ذرات معلق است.
💡 در مطالعات محیطزیستی، شناسایی دقیق هر اندامگان نشانگر آلودگی به محققان اجازه میدهد تا اثرات مخرب فعالیتهای انسانی را بر تنوع زیستی و سلامت زنجیره غذایی بسنجند.