انخفاع

لغت نامه دهخدا

انخفاع. [ اِ خ ِ ] ( ع مص ) دوتاه یا مسترخی و باریک گردیدن از گرسنگی. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). دوتا شدن و گویند مسترخی شدن از گرسنگی و نازک و باریک شدن. ( از اقرب الموارد ). یقال: انخفعت کبده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || برکنده گشتن خرمابن. ( از ناظم الاطباء ). برکنده گشتن نخل. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). برکنده شدن درخت خرما. ( از اقرب الموارد ). یقال: انخفعت النخلة. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || کافته گردیدن شش. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شکافته شدن ریه. ( از اقرب الموارد ). یقال:انخفعت الرئة. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز