انحضاج

لغت نامه دهخدا

انحضاج. [ اِ ح ِ ] ( ع مص ) برافروخته شدن از خشم. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ملتهب شدن از خشم. ( از اقرب الموارد ). || منبسط گردیدن. فراخ شدن شکم و کفیدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فراخ و متسع شدن شکم. ( از اقرب الموارد ).

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز