لغت نامه دهخدا
انجنیدن. [ اَ ج َ دَ ] ( مص ) شکسته شدن. || رنجیدن و دلتنگ شدن و متنفر شدن. || تقسیم کردن. || رنجور کردن. ( ناظم الاطباء ).
انجنیدن. [ اَ ج َ دَ ] ( مص ) شکسته شدن. || رنجیدن و دلتنگ شدن و متنفر شدن. || تقسیم کردن. || رنجور کردن. ( ناظم الاطباء ).