امساغ

مترادف‌ها

گرفتگی، انسداد

لغت نامه دهخدا

امساغ. [ اِ ] ( ع مص ) یکسو گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تَنَحّی. ( اقرب الموارد ). دور شدن و بکنار رفتن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران