امروبن

لغت نامه دهخدا

امروبن. [ اَ ب ُ ] ( اِ مرکب ) مخفف امرودبن:
پس فرود آ تا ببینی هیچ نیست
این همه تخییل از امروبنی است.مولوی ( مثنوی ).