امحان
مترادفها
آزمون، امتحان، آزمایش
لغت نامه دهخدا
امحان. [ اَ ] ( ع مص ) درد گرفتن زخم. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
درد گرفتن زخم
آزمون، امتحان، آزمایش
امحان. [ اَ ] ( ع مص ) درد گرفتن زخم. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
درد گرفتن زخم