الوب

لغت نامه دهخدا

الوب. [ اَ ] ( ع ص ) ریح الوب؛ باد سرد که خاک را ببرد. || مرد الوب؛ مرد که زود دلو از چاه برکشد. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || نشاطکننده. ( از منتهی الارب ). رجل الوب؛ مرد بانشاط، و گفته اند: آنکه زود دلو از چاه برکشد. ( از اقرب الموارد ). || آسمان الوب؛ آسمانی که باران آن دائم باشد. ( از اقرب الموارد ).
الوب. [ اُ ] ( ترکی، فعل ) ترکی است بمعنی شده. ( غیاث اللغات ). در زبان کنونی آذربایجان اولوب نویسند ازمصدر اولماق، و دو معنی دارد: «شده است » و «شدن ».

فرهنگ فارسی

ترکی است بمعنی شده

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز