واژه «اقزع» از واژگان عربی کهن است که در متون لغوی برای توصیف حالتی خاص در بدن برخی حیوانات به کار رفته است. این واژه به حیوانی، بهویژه از نوع ستوران مانند قوچ یا شتر، گفته میشود که در فصل بهار بخشی از موی یا پشم بدنش بهصورت ناهماهنگ و تکهتکه ریخته باشد. در چنین حالتی، بدن حیوان به طور کامل بدون مو نمیشود، بلکه بخشهایی از آن دچار ریزش شده و بخشهایی دیگر همچنان پوشیده از پشم باقی میماند. این وضعیت معمولاً در اثر تغییر فصل و ریزش طبیعی پوشش زمستانی حیوان رخ میدهد و ظاهر نامنظم و لکهلکهای ایجاد میکند. در منابع لغوی، برای توضیح این مفهوم از تعبیر «کبش اقزع» نیز استفاده شده است که به معنای قوچ یا گوسفندی با چنین ویژگی ظاهری است. این واژه بیشتر در توصیفهای دقیق و تصویری از حیوانات در زبان عربی قدیم کاربرد داشته و جنبه مشاهدهای و توصیفی آن بسیار پررنگ است. از نظر معنایی، «اقزع» به هیچ رفتار یا ویژگی اخلاقی اشاره ندارد و صرفاً بیانگر یک حالت ظاهری در بدن حیوان است. در برخی متون، این حالت بهعنوان نشانهای از تغییر فصل یا گذار طبیعی در زندگی حیوانات ذکر شده است. این واژه امروزه در زبان گفتاری رایج نیست و بیشتر در منابع لغوی و متون کلاسیک دیده میشود. در مجموع، «اقزع» به حیوانی گفته میشود که در اثر ریزش ناقص پشم در فصل بهار، بدنش به صورت لکهلکه و ناهماهنگ دیده میشود.
اقزع
لغت نامه دهخدا
اقزع. [ اَ زَ ] ( ع ص ) ستور جای جای پشم ریخته در بهاران. و همچنین کبش اقزع. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ستور یا کبش که در بهاران جای جای از پشم آن ریخته باشد.