افژنگ

لغت نامه دهخدا

افژنگ. [ اَ ژَ ] ( اِ ) چون زیبائی بود همچو اورنگ. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ):
فر و افژنگ بتو گیرد دین
منبر از خطبه تو آراید.دقیقی.

فرهنگ فارسی

چون زیبائی بود همچو ارونگ

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز