افرندیدن
متضادها
نابود کردن، از بین بردن
لغت نامه دهخدا
افرندیدن. [ اَ رَ دی دَ ] ( مص ) آرایش کردن. زینت کنانیدن. ( ناظم الاطباء ). زیب دادن و آراستن. مرادف افرازیدن. ( فرهنگ میرزا ابراهیم ). مصدر افرند است یعنی زیب دادن و زینت دادن و زینت کردن و آراستن. ( برهان ) ( آنندراج ). زیب دادن و آراستن. ( مجمعالفرس ).
فرهنگ معین
(اَ رَ دَ ) (مص م. ) زینت دادن.
فرهنگ عمید
آراستن، زینت کردن، زینت دادن.
ویکی واژه
زینت دادن.