لغت نامه دهخدا
اغطیلال. [ اِ ] ( ع مص ) بر همدیگر نشستن. یکی بعد دیگری درآمدن. یقال: «اغطال، اذا رکب بعضه بعضا. ( منتهی الارب ). برنشستن پاره ای بر پاره ای دیگر. ( از اقرب الموارد ). اغطئلال. ( ناظم الاطباء ).
اغطیلال. [ اِ ] ( ع مص ) بر همدیگر نشستن. یکی بعد دیگری درآمدن. یقال: «اغطال، اذا رکب بعضه بعضا. ( منتهی الارب ). برنشستن پاره ای بر پاره ای دیگر. ( از اقرب الموارد ). اغطئلال. ( ناظم الاطباء ).