اغضاض
مترادفها
پرهیز، امتناع، خودداری
متضادها
ادامه دادن، ارتکاب
لغت نامه دهخدا
اغضاض. [ اِ ] ( ع مص ) تازه روی گردانیدن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با اغضاض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای اغضاض از ورود مواد مخدر به کشور، پلیس مرزی اقدامات بسیار سختگیرانهای را در تمام نقاط مرزی انجام میدهد.
💡 قانون جدید با هدف اغضاض از سوءاستفادههای مالی در بخش بانکی تدوین شده است تا امنیت سپردههای مردم در سیستم بانکی حفظ گردد.
💡 تلاش برای اغضاض از انتشار اخبار جعلی در شبکههای اجتماعی، یکی از چالشهای بزرگ برای مدیریت رسانهها در عصر حاضر محسوب میشود.