اعکب

لغت نامه دهخدا

اعکب. [ اَ ک َ ] ( ع ص ) مرد سطبر لب و دندان. ج، عُکب. ( ناظم الاطباء ). || مردی که بعض انگشتان پای او بر بعضی دیگر سوار باشد. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) اسم جمع است مر عنکبوت را. ( منتهی الارب ). اسم جمع است برای عنکبوت. ( از اقرب الموارد ).

آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز